مرا کسی نساخت

مرا کسی نساخت .. خدا ساخت که من کسی نداشتم ... کسم خدا بود ... کس بی کسان ...

در باغ بی برگی زادم و در ثروت فقر غنی گشتم ...
و از چشمه ایمان سیراب شدم و در هوای دوست داشتن دم زدم ...
و در آرزوی آزادی سر برداشتم و در بالای غرور قامت کشیدم ...

و از دانش طعامم دادند ...
و از شعر شرابم نوشاندند ...
و از مهر نوازشم کردند ...
تا حقیقت، دینم شد و راه رفتنم ...
و خیر، حیاتم شد و کار ماندنم ...
و زیبایی، عشم شد و بهانه‌ی زیستنم ...

دکتر علی شریعتی

/ 0 نظر / 15 بازدید